كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
912
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
سپاه انجم ، چشم كواكب بر زينت مثل آن مواكب نيفتاده و سپاهى به آن تجمّل روى شجاعت به رزمگاهى ننهاده و چون صورت يكرنگى در ميان مبارزان جنگى آينهء فتح و ظفر است ، شاهزاده به الهام دولت هر طايفهاى را فرموده بود كه مجموع اسلحه از علم و سنجق و زين و كجيم و تركش و نيزه و سپر و چماق و غير آن همه يكرنگ باشد ، جمعى سرخ و فوجى سفيد و طايفهاى بنفش و ديگر الوان بر همين نقش و بعضى تمام جوشن پوش و جمعى زرهدار همه در غايت لطافت و نهايت ظرافت . شاهزاده چنين سپاهى به عرضگاه رسانيد و دعاى دولت حضرت از ايوان كيوان گذرانيد . نظم كه جاويد بادا جهان سر به سر * به فرمانت اى خسرو تا جور به نيروى بخت تو در يك هجوم * برآريم گرد از همه بوم روم و چون از اول صباح تا آخر نماز پيشين « 1 » لشكر به اين تزيين و آيين گذشت ، حضرت صاحبقران براى اداى نماز برخاست و فرمان فرمود كه ايلچيان را تا آخر صف برده از آن كثرت و عظمت رايهاشان تيره و عقلها خيره ماند . روز ديگر ايلچيان را نوازش فرموده اجازت مراجعت ارزانى داشت و فرمود كه بايزيد را بگوييد كه از جهت غزاى فرنگ هنوز جانب تو مرعى دارم . خانهء طهرتن را بازفرست و فرزند خود را پيش ما روان كن « 2 » تا در حق او نوعى احسان فرماييم كه از تو كه پدر اويى مشاهده نكرده باشد و او را به فرزندى قبول كرده مملكت روم بر تو مسلّم داريم و غبار وحشت به آب صفا نشانده رعيّت به رفاهيّت باشند و آسيبى از عبور لشكر ما به ايشان نرسد و ثواب آن به روزگار همايون و اصل شود .
--> ( 1 ) . تا نزديك عصر كه نماز پيشين فوت مىشد . ( ظفرنامه ج 2 ص 296 ) . ( 2 ) . ظف : و يكى از فرزندان را به جانب ما روان كن .